غار وراء
وراء در فارسی میانه به معنای دژ، قلعه، بلندا، کنار، پهلو آمده است. پیشینه تاریخی غار وراء به چهار دوره تاریخی تقسیم می‌شود. دوران باستان تا زمان ساسانیان، دوران ساسانیان تا اسلام، دوران پس از اسلام و دوران معاصر.

1 _ دوران باستان تا زمان ساسانیان.
غارهایی که دارای هفت حوضچه بوده و در بلندای کوه قرار گرفته باشند نیایشگاه مهر هستند. هفت عدد مقدس آیین مهر است. مهرپرستان در هنگام خشک‌سالی، دعا و نیایش برگزار می‌کرده‌اند. می‌توان گفت با توجه به این که غار در جهت برآمدن خورشید قرار داشته است، از آن برای نیایش بامدادی سود می‌برده‌اند، و مراسم قربانی نمودن گاو را برگزار می‌کردند.

2 _ دوران ساسانیان تا دوران اسلام.
در این دوران آثار مجسمه مهر زدوده شده اما مهر به صورت یک فرشته مورد نیایش مردم بوده است.

3 _ دوران پس از اسلام تا دوران معاصر.
این غار با داشتن موقعیت سوق‌الجیشی مناسب و ایمنی کافی و همچنین آب گوارایی که از سقف غار می‌چکد، ( یادآور نیایشگاه چک‌چک در نزدیکی اردکان یزد) به همراه جانوران و پرندگان شکاری دره مجاور، کوک‌ویش، و کشتزارهای دیم، تخته‌بش‌کار، محل سکونت کوهی‌ها و عیاران بوده و مزار چند کلانتر پهلوان در نزدیک رودخانه وجود دارد.

4 _ دوران معاصر.
در دوران معاصر این غار مورد استفاده شکارچیان بوده که متاسفانه از سوی ایشان آسیب‌هایی به غار وارد شده است. اما در سال 1320-1316 نخستین دوره بازسازی آن آغاز شد. هم اکنون نیز با همیاری مردم نیکوکار جهرم، کار بازپیرایی غار و پیرامون آن توسط کوهنوردان درحال انجام است.

برای رسیدن به این غار که در جاده لار قرار دارد، پس از طی جاده خاکی کوتاهی به توقفگاه خودروها می‌رسید. از اینجا پیاده‌روی آغاز می‌شود. پس از رسیدن به دوراهی، راه سمت راست به سوی غار وراء رفته که پس از حدود یک ‌ساعت کوه‌پیمایی می‌توان به آن رسید. راه سمت چپ به سوی مناطق، زندون ‌وراء، هفت اودون، خوگونیش، اوقاضی، خرزهره، گلوناربشکار، اوگل‌کو، تخته بش‌کار می‌رود. رفتن به این مناطق نیاز به راهنمای آشنا به مسیر دارد.
واژه‌نامه غار ورا
زندون ‌وراء = دیواره‌های بلند و صاف دره تا غار وراء به دیوارهای زندان مانند شده است.
هفت اودون = هفت آب‌دان، هفت چشمه، هفت حوض. در ارتفاعات البرز مرکز مشرف به تهران، در میانه راه پناهگاه پلنگ‌چال به قله شاه‌نشین، منطقه‌ای به نام هفت چشمه یا هفت‌اُودونی (هفت آب‌دانی) وجود دارد.

خوگونیش =خواب+گاو+نیش. محلی که در آن مار، گاو خوابیده را نیش زده است. در آیین مهر برای قربانی نمودن گاو نر، آن را به پهلوی چپ و رو به مشرق می‌خواباندند و سپس با خنجر شاهرگ آن را می‌شکافتند. در مجسمه‌های برجای مانده از مهر، در هنگام قربانی نمودن گاو، مار و کژدم هم به عنوان نمادهای بی‌مرگی، برخی اندام‌های گاو را نیش می‌زنند.
اوقاضی = آب، چشمه قاضی.
خرزهره = نوعی گیاه.
گلوناربشکار = آبشخوری که پیرامون آن شکار به وفور یافت می‌شود.
اوگل‌کو = آب+گِل+کوی. باریکه‌ای در کنار آب که مسیری پُر از گِل است.
تخته بش‌کار = زمین کشاورزی دیم.